پیراهن مردونه
دو روز بعد از ختنه کردن بابا عباس و مامان پروانه و عمو حسن و عمو محسن قرار شد برای دیدن شما گل پسر تشریف بیارن تو هم خیلی خوشحال بودی اصلا انگار نه انگار که دیگه خبری از دردهای ختنه بود و حسابی یادت رفته بود .. منم تصمیم گرفتم برای اولین بار تن شما پیراهن مردونه کنم گفتم بزار بابا عباس حال کنه که نوه اش مرد شده !!
البته کلی حال کردن و کلی هم قربون صدقه شما رفتن ... ولی من روی هم رفته تیپهای اسپرت و برات بیشتر دوست دارم راستش من دلم نمیخواد زود مرد بشی ... میخوام همیشه کنارم باشی وقتی مرد بشی همش باید نگران رفتنت از پیشم باشم ولی وقتی کوچیکی و بهم نیاز داری به این زودیها ترکم
نمی کنی ...فکر کن دوست داشتنت اونقدر زیاد که مامان عاطفه حسود شده ![]()
اینم عکسهای اونشب وقتی هنوز تنها بودیم..

ژست مردونه

حمله به دستات

در حالت لمیده

حالت تعجب

اون شب حسابی پسر خوبی بود اصلا نخوابیدی حسابی با مامان پروانه غان و غون کردی اونها هم حسابی باورشون شده بود که شما خوش اخلاقی !


پیراهن مردونه
